close
تبلیغات در اینترنت

داستان کوتاه وپند آموز - نهايت بخشندگي


موضوعات موضوعات

نرم افزار

اینترنت

مرورگر

مدیریت دانلود

امنیت

گرافیک

فشرده ساز

ایمیل

مالتی مدیا

کاربردی

نرم افزار های فارسی

بهینه ساز

بازی

بازی کم حجم

اکشن

ماجرایی

جاوا

نرم افزار

بازی

سیمبین

نرم افزار

آندروید

نرم افزار

بازی

ترفند

موبایل

ویندوز

اس ام اس

عاشقانه و غمگین

طنز و خنده دار

سرکاری

پَ نَ پَ

موضوعی

مناسبتی

فلسفی

آهنگ پیشواز

ایرانسل

همراه اول

داستان و شعر

داستان پند آموز

داستان طنز

داستان عاشقانه

شعر طنز

کتاب و مجله

مجله

کتاب Pdf

گالری عکس

بکگراند


آرشيو آرشيو

1394

1392


جستجوگر پيشرفته سايت




?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


داستان کوتاه وپند آموز - نهايت بخشندگي





روزي روزگاري درختي بود و پسر کوچولويي را دوست مي داشت. پسرک هر روز مي آمد برگ هايش را جمع مي کرد از آن ها تاج مي ساخت و شاه جنگل مي شد. از تنه اش بالا مي رفت از شاخه هايش آويزان مي شد و تاب مي خورد و سيب مي خورد با هم قايم باشک بازي مي کردند. پسرک هر وقت خسته مي شد زير سايه اش مي خوابيد. او درخت را خيلي دوست مي داشت خيلي زياد و درخت خوشحال بود اما زمان مي گذشت، پسرک بزرگ مي شد و درخت اغلب تنها بود. تا يک روز پسرک نزد درخت آمد.

درخت گفت : « بيا پسر، ازتنه ام بالا بيا و با شاخه هايم تاب بخور، سيب بخور و در سايه ام بازي کن و خوشحال باش!




روزي روزگاري درختي بود و پسر کوچولويي را دوست مي داشت. پسرک هر روز مي آمد برگ هايش را جمع مي کرد از آن ها تاج مي ساخت و شاه جنگل مي شد. از تنه اش بالا مي رفت از شاخه هايش آويزان مي شد و تاب مي خورد و سيب مي خورد با هم قايم باشک بازي مي کردند. پسرک هر وقت خسته مي شد زير سايه اش مي خوابيد. او درخت را خيلي دوست مي داشت خيلي زياد و درخت خوشحال بود اما زمان مي گذشت، پسرک بزرگ مي شد و درخت اغلب تنها بود. تا يک روز پسرک نزد درخت آمد.

درخت گفت : « بيا پسر، ازتنه ام بالا بيا و با شاخه هايم تاب بخور، سيب بخور و در سايه ام بازي کن و خوشحال باش!
پسرک گفت : « من ديگر بزرگ شده ام ، بالا رفتن و بازي کردن کار من نيست .
مي خواهم چيزي بخرم و سرگرمي داشته باشم .
من به پول احتياج دارم
مي تواني کمي پول به من بدهي ؟
درخت گفت : « متاسفم ، من پولي ندارم »
من تنها برگ و سيب دارم .
سيبهايم را به شهر ببر بفروش
آن وقت پول خواهي داشت و خوشحال خواهي شد .
پسرک از درخت بالا رفت
سيب ها را چيد و برداشت و رفت .
درخت خوشحال شد .
اما پسر ک ديگر تا مدتها بازنگشت …
و درخت غمگين بود
تا يک روز پسرک برگشت
درخت از شادي تکان خورد
و گفت : « بيا پسر ، از تنه ام بالا بيا با شاخه هايم تاب بخور و خو شحال باش »
پسرک گفت : « آن قدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم ،
زن و بچه مي خواهم
و به خانه احتياج دارم
مي تواني به من خانه بدهي ؟
درخت گفت : « من خانه اي ندارم
خانه من جنگل است .
ولي تو مي تواني شاخه هايم را ببري
و براي خود خانه اي بسازي
و خوشحال باشي . »
آن وقت پسرک شاخه هايش را بريد و برد تا براي خود خانه اي بسازد
و درخت خوشحال بود
اما پسرک ديگر تا مدتها بازنگشت
و وقتي برگشت ، درخت چنان خوشحال شد که زبانش بند آمد
با اين حال به زحمت زمزمه کنان گفت :
« بيا پسر ، بيا و بازي کن »
پسرک گفت : ديگر آن قدر پير و افسرده شده ام که نمي توانم بازي کنم .
قايقي مي خوانم که مرا از اينجا ببرد به جايي دور مي تواني به من قايق بدهي ؟
درخت گفت : تنه ام را قطع کن و براي خود قايقي بساز
آن وقت مي تواني با قايقت از اينجا دور شوي
و خوشحال باشي .
پسر تنه درخت را قطع کرد
قايقي ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد .
و درخت خوشحال بود
پس از زماني دراز پسرک بار ديگر بازگشت ، خسته ، تنها و غمگين
درخت پرسيد : چرا غمگيني ؟ اي کاش ميتوانستم کمکت کنم
اما ديگر نه سيب دارم ، نه شاخه ، حتي سايه هم ندارم براي پناه دادن به تو
پسر گفت : خسته ام از اين زندگي ، بسيار خسته و تنهام
و فقط نيازمند با تو بودن هستم ، آيا ميتوانم کنارت بنشينم ؟
درخت خوشحال شد و پسرک پير کنار درخت نشست و در کنار هم زندگي کردند
و ساليان سال در غم و شادي ادامه زندگي دادند …
دوستان خوبم ، آيا شرح داستان ، چيزي به ياد ما نميآورد ؟
اکثر ما شبيه پسرک داستان هستيم و با والدين خود چنين رفتاري داريم
درخت همان والدين ماست ، تا وقتي کوچکيم دوست داريم با آنها بازي کنيم
تنهايشان ميگذاريم و دوباره زماني به سويشان بر ميگرديم که نيازمند هستيم و گرفتار
براي والدين خود وقت نميگذاريم ، آيا تا به حال به اين فکر کرده ايم که پدر و مادر براي ما
همه چيز را فراهم ميکنند تا ما را شاد نگه دارند و با مهرباني چاره اي براي رفع مشکل ما پيدا ميکنند
و تنها چيزي که در عوض از ما مي خواهند اين است که
تنهايشان نگذاريم
به والدين خود عشق بورزيم ، فراموششان نکنيم
برايشان زمان اختصاص دهيم
همراهيشان کنيم
شادي آنها در ديدن ماست
هر انساني ميتواند هر زمان و به هر تعداد فرزند داشته باشد.




برچسب ها : داستان کوتاه وپند آموز داستانک آموزنده داستان کوتاه وآموزنده داستانک پند آموز داستان آموزنده نهایت بخشندگی داستان پند آموز نهایت بخشندگی داستان کوتاه وپند آموز - نهايت بخشندگي داستان آموزنده داستان
ارسال شده در : دوشنبه 07 مرداد 1392 - توسط : admin
بازديد : 377 بار دسته بندي : داستان و شعر داستان پند آموز نظر دهيد! [ ]

مرتبط باموضوع :



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • قیمت پایان نامه

    گیفت کارت اسپاتیفای

    سرور اختصاصی

    تور آنتالیا

    چاپ کاتالوگ چاپ بروشور

    خرید وی پی ان

    پایان نامه مدیریت آموزشی

    خرید جم کلش رویال

    خرید جم کلش

    فروشگاه اینترنتی لباس

    دانلود آهنگ جدید شادمهر

    صرافی ایرانی

    دانلود مقاله فارسی

    دانلود مقاله فارسی

    دانلود مقاله فارسی

    طراحی سایت

    ثبت آگهی رایگان

    دانلود پروژه و پایان نامه

    دانلود فیلم

    درج آگهی رایگان

    تصفیه آب معصومی

    عکس نوشته عاشقانه

    خريد لباس مردانه و بچه گانه

    دانلود آهنگ جدید

    فراسیون

    تشک طبی

    تراکتور کمباین نیوهلند

    خرید اینترنتی لباس مردانه

    تور لحظه آخری

    تور کیش

    تشریفات

    دانلود آهنگ جدید

    خرید بازی

    موسسه حفاظتی

    ترخیص کالا

    نصب دوربین مداربسته

    اورانوس

    ساخت وب سایت رایگان

    فروش بک لینک

    دانلود آهنگ جدید

    دانلود آهنگ جدید

    هیتر

    بک لینک ارزان

    هواساز

    خرید بک لینک












  • بک لينک بک لينک
    خرید گیفت کارت ارزان اسپاتیفای استیم
    خرید آنلاین گیفت کارت گوگل پلی با گیفتی دات کام
    خاک پوششی
    تور ارزان کیش لحظه آخری
    هتل های 5 ستاره کیش
    تور کیش از مشهد لحظه آخری
    تور کیش نوروز 95
    دیدنی های جزیره کیش
    بلیط کیش ارزان قیمت
    بلیط پرواز کیش
    خرید گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی
    بزرگترین مرکز خرید و فروش گیفت کارت
    تور ارزان کیش نوروز 95